خرید بک لینک
به نام خداحسین تماس ودر مورد ملک مادری ام را که دیده بود مشورت کرد وقرار شد با سازنده وفروشنده هم صحبت کند- با میرصادقی برای کارهای گوشی مشورت کردم واز لطف او تشکر کردم- تورج برای پیدا کردن شغل برای دونفر اعلام نیاز کرد وگفتم اگر پیدا کردم اطلاع میدهم- حسن تماس و در مورد اوضاع خودش وآنجا گفت-شکوه گفت نمی تواند برای شکایت کیفری اقدام کند برای جعفر وبهتر است از طریق وکلای محلی اقدام شود ولی لایحه تهیه می کند- آذر پیام داد واز اینکه تولدش یادم بوده خوشحال وتشکر کرد- خواهرم احوال پرسی کرد وتشکر کردم از لطف هایش- محسن تماس وخواست با پدرش هم بیاید گفتم بهتر است پدرش دخالت نکند وبنا شد بالاخره راهی پیدا کند برای نحوه پرداخت- ابوالفضل هم حرم رضوی بود تماس گرفت واز لطف او تشکر کردم- عمران احوال پرسی کرد ودر پی کارهایش بود- ساعتی هم به مطالعه قسمت های دیگری از اندیشه پویا گذشت.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 4:01

به نام خدادر شب عرفه آرزوی استجابت دعا برای همه مسلمانان و خودم را دارم- تولد رضا داماد حسین را تبریک گفتم بسیار خوشحال شد- شهرام اطلاع داد برای کارهای پزشکی اش سوار اتوبوس شده و در حال آمدن است- همسرم ماشین خودش را نزد تعمیرکاری برده که من هم نمیشناسم وبا استاد محسن و فرهاد هم مشورت کردم گفتند مشکلی که میگویید عجیب است؛ گفتم من قبول ندارم وبهرحال هرچه تشخیص میدهد به تشخیص خود عمل کنید؛ خیر است ان شاالله- شهره جیب استور رفته بود وخوشش آمده بود اما گفت قدری قیمت ها گران است -سام تماس وبه کسانی پول داده بود و دچار اختلاف شده و خواست من دخالت کنم دخالت نکردم ونمیدانستم اصل داستان چیست؟- با ساکی برای پرونده جعفر صحبت کردم و به او گفتم نزد ایشان برود برای مشورت- باکس موتور را که خریده بودم استاد محسن رنگ زده و موتور را هم سرویس کرد قرار شد مجددا وسایل را که نیاز دارد بگیرد وببندد- نمونه هایی از کلاه موتور سواری برای امین دیدم در فروشگاه کویرموتور که خودش دیده بود اما خوشش نیامده بود- یکی از دوستان هم برای دیدن تدین که به شهرشان رفته بود و پسرش اصرار داشته گفت وبا او هماهنگ کردم که اگر شد ببیند؛ از علائق وتوجه پسر جوانش خوشحال شدم ومتعجب هم- علی نقی هم احوال پرسی کرد وقرار شد بعدا سری به شعبان زاده بزنیم- شهیدی اطلاع داد مرخصی آمده و از آزادی نساج گفت؛ خیلی خوشحال شدم وتماس گرفتم با او که با کمک دادسرا و پرداخت پول شکات رها شده وبنا شد اورا ببینم بیش از ۲۰ سال زندان بود وبه دوستان دیگری که او را میشناسند هم گفتم همه خوشحال شدند- آقاپور برای یکی از دوستانش مشورت کرد وسر در نمی آوردم چه میگوید؟ گفتم در تخصص من نیست وبا شخص دیگری که سر در بیاورد مشورت کنید- ظاهرا عجایب سامانه انتشار

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 4:01

به نام خدادر شب عید سعید قربان هم برای همه مسلمین آرزوی موفقیت و سلامتی و توفیق بندگی دارم- شهرام آمد و عصر هم با من آمد برای سرویس موتور که نزد دوست امین بردیم و بعد ماشین را هم که دقت در کیلومتر نکرده بودم و روغن قدری طول کشیده بود و سرویس انجام شد - شب با همسر برای خرید از هایپر و لبنیاتی رفتم-آمین با مادرش برای جشن تولد دریا رفتند- به محسن مجددا برای تسویه حساب و حساب وکتاب دقیق تر تاکید کردم؛ اگر توجه کند- سروش برای هزینه دایورت کردن خط قبلی خود و همچنین رونمایی از یک کتاب کیارستمی که مورد علاقه اوست مشورت کرد گفتم بیاید و شرکت کند خوب است نگران نرسیدن به موقع بود- حسین هم گفت یکی از سیم کارت هایش را به پسرش محمد حسن داده و برای فعال کردن اینترنت برای آن مشورت کرد- نوروزی تبریک عید قربان تماس گرفت وتشکر کردم از لطف او- خانم مالی برای کارهای علی پسرش ودادگاه های او گفت- عظیمی تماس و برای موضوعی حقوقی مشورت کرد- برای ماشین همسرم که خودش به تعمیرگاه برده فرهاد تماس گرفت واو هم گفت عجیب است این اظهار نظر- تدین اطلاع داد پسر دوستمان را دیده و خود ایشان وپسرش هم تشکر کردند- دکتر جزایری اطلاع داد که باید خانم شهیری مراجعه ومعاینه مجدد شود- پاسخ گمرک در سامانه انتشار ودسترسی آزاد به اطلاعات آمد که آیفون شامل رجیستری نمیشود- حسن با دوستش هم تماس و احوال پرسی و تبریک عید گفتند.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 4:01

به نام خدا نتایج نامزدهای نهایی ریاست جمهوری اعلام شد و عجایبی داشت؛ امید است که آنچه موجب رضای الهی و مصلحت همه ما شهروندان است جاری شود- موتور را که برای تعمیر به استاد محسن داده بودم رفتم گرفتم وخوب درست کرده تشکر کردم- محسن هم طبق معمول که برنامه های صحیحی ندارد اطلاع داد نتوانسته مشکلات را حل کند و باز به آینده موکول کرد وبنا شد نتیجه هماهنگی هایش را فردا بگوید؛ اوضاعی شده واقعا- کادوی تولد سعید وهمسرشان را فرستادم خیلی خوشحال شد- به شکوه برای نامه جعفر یادآوری کردم گفت شاید برادرم را بفرستم- از ایمان برای کادوهایی که فرستاده تشکر کردم واحوال پرس مادر وپدرش شدم- میترا از روند درمان ولزوم توجه گفت- تولد سروش و امیر محمد جوان را پیام فرستادم وجداگانه تبریک گفتم خیلی خوشحال شدند- حاذقی در مورد پیگیری خواهرم برای ملک خودش گفت وبنا شد اگر بشود نزد وکیل بروند-سالار برای درخواست وام گفت که نمیشناختم- عباس از مشکلات ومزاحمت های جدید با دوستش که کار به قضایی کشیده گفت- مادرم از سهل انگاری امینی برای قطعیت ودرخواست اجرای خلع ید گفت- سالاری تماس واحوال پرسی کرد وبنا شد وقتی تعیین کنیم اورا ببینم- حسن هم زنگ زد برای یک زندانی دیگر سوال داشت- خانم مالی سنندج بود دنبال کار علی واز پیگیری پرونده او گفت که کد ملی او توقیف است و بنا شد دنبال کند؛ دلم برایش میسوزد-رحیمی زاده هم پیگیر خواهر زاده اش شد که بنا شد دنبال شود-آریان هم از فرصت های مطالعاتی دانشگاه و درمان های خود گفت ، گفتم ناامید نباشد- پیگیر کارهای نیرومندی شدم و امیدوارم حل شود- شهرام خواست بیاید وبه هفته بعد موکول شد برای درمان.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 19:21

به نام خداسری به فروشگاه استوری زدم که مدتی پیش رفته بودم و جالب بود؛ فروشنده هم خوشحال شد که دوباره سری زده ام برای آمین هم محیط آنجا جالب بود- برای رفتن به امامزاده صالح رفتیم که آمین در وسط راه خوابش برد با موتور بودیم وبعد هم میخواستم زیر زمین مقبره ها هم بروم نشد وگفتند صبح وظهرها میشود رفت ویک کامیون هم آن حوالی بود وآمین هم عاشق کامیون او را سوار کردم کمی بازی کرد وخیلی خوشحال شد- امین که با محسن اصفهان رفته بود در برگشت گفتم سری به مغازه مجاور عباس بزند واز محصولات عرق بیدمشک گرفت وآورد تشکر کردم از لطفش- به گمرک زنگ زدم برای اینکه بپرسم رجیستری گوشی های آیفون ۱۴ که قبلا ثبت گمرک شده اند مشمول بخشنامه اخیر گمرک میشوند که گفتند خیر، عجیب این مشکل حل نشده وراهکاری هم ندارد- از دکتر برای عوارض درمان خانم شهیری سوال کردم که گفت باید پرونده را نگاه کند- از نامه ای که به سازمان ثبت داده بودم برای ملکی که بنام من بود ۲ ماه گذشت وپاسخی هم نیامد و این بار از طریق سامانه مجددا منعکس کردم تا ببینم پاسخی میدهند؟- حاذقی تماس وگفت با خواهرم نزد وکیل رفته اند واسناد متقنی ندارد وقرار شد راهکاری صورت گیرد واز لطفش تشکر کردم- محسن هم تماس واز پیگیری هایش گفت که هنوز البته نتیجه نداشته وگفت فردا اطلاع میدهد- از خانم مالی سوال کردم برای رفع مسدودی کد ملی علی که نامه آن را زده اند اما باز متوجه شده یک پرونده دیگر هم منتهی به توقیف کدملی اش هست؛ دلم برایش واقعا میسوزد با این کارهای بچه هایش- همسر ساجدی پاریس بود وعکسی از یک فروشگاه ساعت رولکس فرستاد جالب بود- عمران گفت یک شکایت برایش ثبت شده که نمیداند چیست؟ - خاله مجید دوست جوانم فوت کرده تسلیت گفتم- فرانک از پیگیری هایش برای شکایت خودش

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 19:21

به نام خداعباس در مورد شکایت جدید از دوستش مشورت کرد وگفت امین آمده بوده عرق نعناع و آبلیمو خریده احوال پرسی کرده وخوشحال بود- امید نشانی یک رستوران را داد که یخ وسرد است وباید یک سری بزنم ودیروز هم که شهرام آدرس یک اقامتگاه حوالی تهران را داد که در تابستان هم سرد است وباید یک سری بزنم جالب بود- پرونده پیامکی که برای عمران آمده بود را دیدم شکایت خودش بود از شخصی که الان پس از سه سال ارجاع شده عجیب بود برایش وقرار شد برود صحبت کند حضوری وپرونده های دیگرش هم- کارمند سابق شاهین هم از من گله کرد که مدیر سابق او گفته مشتریان سابق را چرا ادامه میدهد و من هم چیزی نگفتم در اختلاف بین آنها ولی تلفنی توضیح مختصری دادم قانع شد- با موتور امامزاده صالح رفتم وجالب خیابان ولی عصر رو به تجریش خلوت بود وهوا عالی؛ فیلم هم گرفتم؛ زیارت کردم وسر مزار مرحوم احمدی هم رفتم وفاتحه ای خواندم تاکنون ندیده بودم این فضا را و سرداب دیگری هم بود که اجازه ندادند وگفتند خصوصی است! موقع ورود به حرم دکتر عباسپور را دیدم واز فاصله چون روی موتور بودم احوال پرسی کردم وتعجب کرد کیست که مرا میشناسد؟ وموقع خروج هم سمیراهمسایه قدیمی مان با دوستش را دیدم خیلی تعجب کردیم از دیدن هم در این تهران بزرگ؛ احوال پرسی کردم- محسن تماس واز مشکلاتی که برای او ناشی از عدم تادیه اقساط همسر سابقش گفت و خواست کمک کنم مشکلی برایش پیش نیاید و بتواند پیش قسط را بدهد؛ بازهم قدری گله کردم از او ولی گیر کرده است ودرک میکنم؛ بسیار مستاصل است وهمسرم هم خواست کمکش کنم و گفتم بررسی کند و بگوید چه باید بکنم؟ ودر چه مدتی میتواند حل کند؟ من بیش از خودم نگران حسین هستم وسیم کارت-دکتر سیاوش تماس واز تهدیدی که برای پسرعمویش صورت گرفته گفت ومشورت ک

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 19:21

به نام خدااز رضا داماد حسین سوال کردم بالاخره برای کار خودش و مشکلی که در اداره داشت چه کرد؟ گفت نامه نوشته و پاسخی نداده اند وجالب اینکه هیچ اطلاعی هم نداده به من این روند را؛ خوب طبق معمول چه بگویم؟- داروغه احوال پرسی وپیام داد و سوالی انتخاباتی داشت که من هم نمیدانستم جز همان که در رسانه ها خوانده ام والبته این روزها شایعات و پیگیری اخبار انتخابات ریاست جمهوری داغ است- آمین با مادر وخاله اش پارک رفته بود وبعد آمد وسرگرم بودیم با او وبا مادر وخواهرانم هم تصویری صحبت کرد- همسر مولایی هم پیام واز تبریک تولدش تشکر کرد- نیرومندی از رای بازی و راه های بعدی اداری آن گفت ومشورت کرد- محسن اطلاع داد هنوز مشکل چک هایش حل نشده وبه هفته بعد موکول شده و خدا کند مشکلات او حل شود؛ پیچیده شده- از طوبی و کفولی و آذر برای بی توجهی به اسدالله برادرشان پرسیدم وفقط آذر پاسخ داد واز او بسیار ناراحت بود- از خریدهای دیشب احتمال دادم خانم فروشنده درست حساب نکرده واقلامی را محاسبه نکرده و همسرم هم بررسی کرد ودیدیم بله درست است وحدود ۸۰۰ هزار تومان بدهکاریم؛ تماس گرفتیم واطلاع دادیم وخودشان هم بررسی کردند و شماره کارت گرفتم واریز کردم- حسین هم ظهر تماس واحوال پرسی کرد وخواست اگر اهواز رفتیم سری به او بزنیم- روستا تماس واز پیام تبریک من تشکرکرد وگفت چند ماه است با همسر جدیدش هم متارکه کرده وبا فرزندانش زندگی میکند؛ متاثر شدم حیف او واین زندگی ای که برای خود ایجاد کرده؛ فعلا سر کار مشغول است وامیدوارم مشکلاتش مرتفع شود- از خواهرم برای سند ملکی ومنزل پرسیدم که پس از این همه سال مشکل سند حل نشده وخودش هم دقیق در جریان نبود گفتم سوال کند وحداقل با حاذقی مشورت کند- با لادن برای کارهای دخترش صحبت کردم وامی

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 19:49

به نام خداشرجی از افزایش قبلی دیه پسرش گفت که گفتم چون قطعیت حکم به سال جدید رسیده شامل دیه جدید است وبخشنامه را هم برایش فرستادم- امین اطلاع داد که امتحان گواهینامه موتور رفته و قبول شده است خیلی خوشحال شدم ؛ یکی از دل نگرانی های من رفع شد برای موتور سواری او و اگر کلاه هم بخرد واستفاده کند نگرانی بعدی من هم رفع میشود؛ به او کادوی موفقیت دادم خوشحال شد- به شهره گفتم برای پیگیری صحیح درمان وبعد برای خدمت به یاسان تذکر دهد و امیدوارم جدی بگیرد- چند بار پیام دادم به کاووس وجواب نداده بود که خبری از او نداشتم وحال جواب داد خوب بود شکر خدا- به استاد محسن برای تکمیل تعمیرات موتور گفتم وبنا شد چون سرش شلوغ بود شنبه ببرم- الی پیام داد و احوال پرسی و از من هم گلایه داشت که احوال پرس نیستم ومرتب پیام نمیدهم- تماس گرفتم نامه شکوه برای محمد جعفر را پیگیری کنم اما نرسیده بود وعجیب بود وقرار شد دوباره بنویسد- نامه شهره برای استعلام گوشی آیفون را هم به گمرک تحویل داد تا بببنم چه پاسخی میدهند؟ خودم هم از طریق سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات پرسیدم- یکی از دوستان مشترک من وداود اطلاع داد که داود مجددا دچار مشکل شده متعجب شدم؛ تورج هم قبلا گفته بود- ابول صبح پیام داد وبا گریه از مشکلات ارثی با خانواده اش گفت؛ گفتم بهتر است با وکیل مشورت کند- حسین فیلمی از ماهی های جنوب و سفره آنجا فرستاد وبعد اطلاع داد هندیجان بوده از فروشگاه های آنجا گفت- محسن از شرکا وهمکاران سابق خودش گفت وناراحت بود- عبادتی هم از کروکی پلیس گفت و او هم باعث بوده گفتم اگر اعتراض دارد به ۱۹۷ زنگ بزند اما متوجه نمیشد ادامه ندادم.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 19:49

به نام خداآمین را با مادرش وبا موتور پارک مجاور استانداری و وزارت راه وشهرسازی بردم تا الان نرفته بودم جالب بود وخیلی هم تمیز ومغازه های گوناگون جالب تر- احوال پرس علیرضا شدم واز فعال نشدن بسته اینترنت خودش گفت؛ گفتم به پشتیبانی اپراتور تماس بگیرد- واعظ احوال پرسی وبرای بلیط قطار برای آشنایانشان گفت که به مقصد نزدیک پیدا شد ولی نخواستند وگفتند که با اتوبوس میروند- ابوالفضل اطلاع داد که در امتحان گواهینامه پذیرفته شده خیلی خوشحال شدم وتبریک گفتم؛ دیروز دو گواهینامه موفق داشته ایم امین وابوالفضل- شهیدی اطلاع داد مرخصی آمده وپدرش عمل کرده بیمارستان است وبا یک دوست هم صحبت کردم گفت برگردد سرموقع تا دنبال کنم؛ شهیدی نگران دوران نقاهت پدرش بود- الی احوال پرسی کرد وپیام داد- سعید زنگ زد ونگران من بود که ناشی از تماس زن عمویم بوده که خبری از من نداشته- برای شیر بچه مجددا پیام دادم که نرسیده وپاسخی ندادند- ابول گفت به وکیل پیام داده برای مشکل خانوادگی خودش - سهام تماس واز بیماری زن برادرش گفت و سیر درمان در اینجا ونگرانی های خانواده اش؛ متاثر شدم- محسن پیام داد که شنبه احتمالا امکان تادیه بدهی هایش را ندارد و چند روز دیگر طول میکشد- شرجی از تلاش برای تامین مابه التفاوت دیه پسرش گفت که افزایش داشته است- ایمان نورالدین هم از بررسی و رسیدگی به شکایت خودش در سامانه ۱۹۵ ورسیدن بسته پستی بدستش گفت وتشکر کرد از راهنمایی- یاسان از کم شدن امتیازهایش برای وام بلو بانک گفت- به شکوه توصیه کردم اگر شد نامه جعفر را دستی به ریاست جمهوری تحویل دهد تا باز گم نشود.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 19:49

به نام خداواعظ تماس واحوال پرسی کرد و مشورت برای کارهایش- تولد دوتن از دوستان خانوادگی را جداگانه تبریک گفتم؛ خوشحال شدند- با آمین کمی در شهر گشت زدیم واو هم عاشق اتوبوس و ایستگاه های مترو وماشین خوشحال شد- به یگانه برای فرش ها که کارهای چرم کنارشان انجام نشده گفتم قرار شد فردا دنبال کند- حاج حسن تماس واز بابت هماهنگی برای همسر وفرزندش مجددا تشکر کرد؛ خودشان هم تماس گرفتند وشرمنده شدم- حسین عمل چشم انجام داده وتا آخر شب چند بار تماس گرفتم خواب بود واز همسرش احوال پرس بودم- حسن هم تماس وبرای ادغام محکومیت هایش مردد بود قرار شد که با شکوه مشورت بیشتر کنم واو هم واطلاع هم داد که نامه عرض حال به معاون اول رییس جمهور برای جعفر را هم پست کرده است- مولایی برای طایرهای موتور گفت وامین با او صحبت کرد ولی قیمت خیلی بالا بود نسبت به اینجا- اژدری برای انتقال یک سرباز مشورت کرد که متاسفانه بازهم سرخود بدون اطلاع قبلی رفته والان دنبال بهانه ای است برای انتقال؛ مانند کارهای دیگر'>دیگرش- سعید دوستم احوال پرسی کرد وخبری هم از روند درمان و بیمه خود نداد- پهلوان کاظم هم از سلب امتیاز سیم کارت ایران سل خود می گوید ومن متوجه نشدم مشکل چیست؟گفتم با پشتیبانی شرکت تماس بگیرد- فاطی از حل نشدن مشکل اقامت خود در خانه شان با خواهرش گفت ومن نمیدانم باید چه کمکی به او کرد؟- شهرام هم باید مجددا درمان را شروع کند و امیدوارم این بار جواب دهد که بسیار سخت است وآرزوی شفای عاجل برایش دارم- حاذقی وخواهرم هم برای تهیه وکالت نامه پیگیری موضوع ملک مادرم مشورت کرد- احوال پرس شاکر شدم که هنوز پاسخ نتیجه وکالت برایش نیامده است- سروش برای طرح سوال از طریق سامانه انتشار ودسترسی آزاد به اطلاعات سوال کرد وخواستار آن بود چند روز

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:56

به نام خدابا خواهران ومادرم احوال پرسی کردم وتصویری هم با آمین صحبت کردند- حاذقی وخواهرم جداگانه در مورد وکالت دادن و پیگیری های موضوع ملک مادرم مشورت واطلاع دادند- برای قالی ها آقایی را یگانه فرستاد وآمد انجام داد وتوضیحات جالبی هم در مورد قالی میداد؛ نمیدانستم- سری به شهرام وخانواده اش زدم واحوال پرس شدم فردا هم مراسمی خانوادگی دارند که من عذرخواهی کردم برای کار امید وبرای شهرام هم آرزوی سلامتی دارم- موتور را از استاد محسن گرفتم وتعمیر کرده بود؛ تشکر کردم وبنا شد برای خورده ریز پولیش کردن ویک کار جزیی بعدا ببرم انجام دهد؛ تغییر لاستیک هم باید خودم ببرم- حسین از عمل خود گفت وفرصت نشد بروم سری بزنم وعذرخواهی کردم- سروش برای سامانه انتشار وآزادی اطلاعات ومتن نهایی درخواست مشورت کرد- پدر همسر محسن فوت کرد تسلیت گفتم- خسرو تلفنی احوال پرسی کرد-صبری هم تلفنی از یافتن موبایل و اقلام ممنوعه در بندهای مجاور خود گفت- پیگیر شیر خشک های آمین شدم که باز گفتند ارسال خواهد شد- دیراوی در مورد محکومیت یک شخص و نحوه اعاده دادرسی مشورت کرد- احمد اطلاع داد درجه اش ابلاغ شده ونصب شده؛ تبریک گفتم- همسر ساجدی سوالی بانکی داشت نمیدانستم گفتم از اشفعی سوال کند- از آریان نتیجه پیگیری اش برای وام را پرسیدم گفت به هفته بعد موکول شده- از قیم پیگیری پرونده اش را پرسیدم گفت هنوز اقدام نکرده؛ عجیب بود.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:56

به نام خدابا امید وامین وآرمان ومادرشان برای شام منزل خانوادگی دختر مورد علاقه اش رفتیم؛ خانواده خوبی بودند والبته حرف بیشتری هم در جزییات زده نشد؛ خیر است ان شاالله؛ پیش از آن هم تصویری با مادر وخواهرانم صحبت واز مادرم اجازه گرفتم به رسم ادب- حسین تماس وقرار بود عیادت او بروم که فرصت نشد وعذرخواهی کردم- با امین برای کارهای موتور رفتیم یک فروشگاه ابتدا رفتیم وخیلی گران بود وسایل هایش و اقلام کاملی هم که فکر میکردم نداشت وبعد برای فروشگاه دیگری رفتیم که لاستیک ها را هم عوض کردم ولنت ها را ؛ تقریبا هزینه یک موتور خرج موتور شده تا الان والبته لازم بود- رحیمی زاده وخواهر زاده اش برای موضوع مصاحبه در آموزش وپرورش مشورت کردند وبنا شد حضوری مراجعه وبعد نتیجه را به من بگویند- تلفنی با بزرگمهر صحبت کردم واحوال پرسی واز حبیب هم پرسیدم که گفت مدتی است بستری است در بیمارستان برای موارد اعصاب وروان واز خودش گفت و اینکه مادرش هم زانوی پا را عمل کرده است وآرزوی شفای عاجل دارم-تلفنی با حسین هم برادر همسر صحبت کردم و احوال پرش او شدم- احمد عکس فرستاد واولین روز با درجه جدید؛ برایش سلامتی وموفقیت بیشتر آرزو دارم- میلواکی هم در فلافلی ای رفته بود در شاهین شهر که اخیرا در فضای مجازی تبلیغ میکند والبته دیر پیام مرا دید ونشد فیلم بفرستد- یکی از دوستان هم فیلم فرستاده از رستورانی که در لواسان رفته بود و یک روباه نزد آنها رفته بود؛ جالب بود- مبینا از بیماری نامزدش وبرای عمل شدن او گفت؛ آرزوی شفای عاجل دارم- محسن برنامه مراسم تشییع وتدفین پدر همسرش را گفت- نیرومندی از برنامه یک پرونده گفت که مشورت کرد وتناقض های بسیاری داشت حرف های مدعی؛ گفتم سر در نمی آورم- ایران هم در مورد انتقال خودش به تهران گفت

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:56

به نام خداحسین مشورت برای اجاره منازل برای آمدن کرد؛ راهنمایی کردم- برای امین با یکی از دوستان صحبت کردم وخودش هم رفت دو نمایندگی برای موتور صحبت کرد و بنا شد فردا اگر شد برویم تهیه کنیم- تاجری برای لایحه در خواست استفاده از نهادهای ارفاقی مشورت کرد ومتاسفانه بعد طبق سلیقه خود عمل میکند وطبیعی است که به نتیجه مطلوب نمیرسد- با فرهاد برای تنظیمات ماشین صحبت کردم بنا شد بعدا ببرم بازدید کند- تولد ساجدی را تبریک گفتم وبه دوستان هم اطلاع دادم؛ خوشحال شد- جعفر همسایه مان گفت نتوانسته بهروز همسایه دیگرمان را ببیند؛ با وکیل صحبت کرده بود واز او پرسیدم بیشتر دوره کلاس بود ونتوانسته دنبال کند- احوال لشنی را پرسیدم را که مدتی بود خبری از او نداشتم شکر خدا خوب بود- برای داروهای یکی از دوستان هم صحبت کردم که بنا شد دنبال کنند وتهیه شود؛ نگران بیماری اش هستم- با یکی از منسوبینم برای خرید کفش های طبی رفتم که معروف هم هست و کفش خرید؛ خوشحال شد: از خوشحالی اش خوشحالم-پریسا همسایه مان برای سفر به مشهد با توجه تغییرات شدید جوی این روزها مشورت کرد- سهام برای به روز رسانی گوشی ها اطلاعیه فرستاد واحوال پرسی کرد.

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 12:58

به نام خداامین آمد برای تهیه موتور برایش رفتیم واز دوستم موتور خرید؛ خوشحال شد؛ از خوشحالی اش خوشحالم اما نگرانی ای عمیق هم دارم وآن عدم استفاده از کلاه است وبعد نداشتن گواهینامه که یک روزه هم هست اما تلاش برای گرفتن نمی کند- برای آمین هم یک کلاه گرفتم تا عادت کند برای سوار شدن با موتور؛ خوشحال شداما باید کمی عادت کند؛ تجربه نداشته- برای سرویس های موتور قبلی امین چند جا رفتیم متاسفانه قیمت های بسیار پرت وپلایی میگفتند وبالاخره نزد جوانی که قبلا رفتم؛ رفتیم فعلا موتور را دادم تا سرویس هایش را انجام دهد وبعد نوبت صافکاری یا تراشکاری و...برسد؛ چند روزی احتمالا طول میکشد و برای ماشین هم که با فرهاد صحبت کردم سرویس وبازدید کند از عمران خواستم زحمت بکشد ماشین را ببرد فردا؛ امیدوارم نیاز به تعمیرات اساسی و جلوبندی نداشته باشد- نهار کبابی حاج عبدالله در خیابان ایران رفتیم که مدتی بود میخواستم بروم وفرصت نمیشد و با موتور بودن باعث شد بتوانم بروم خوب وسنتی بود- سیم کارت امیر محمود هم معامله شد وبنام شد؛ خوشحال شد؛ خوشحالم که او هم مشکلش حل شد- طوبی برای خرید گوشی با مولایی مشورت کرده بود وبعد هم قیمت آن با قیمت شهرخودشان تفاوت داشت گفتم اگر همان است آنجا بخرد- فرش ها را برای شستشو بردند و از قالیشویی هایی که فقط مختص فرش فروش هاست گفت کسی که آمد آنها را برد؛ این صنعت هم گویا عالمی دارد و سره از ناسره را به سختی میشود تشخیص داد- عمران موتور برق را که نو وآکبند هست آورد وآن را خریدم که مشکلاتش رفع شود البته بخشی از آن؛ مدتها دنبال فروش آن بود- در مسیر موتور سواری امروز خانه امینیان را دیدم ویاد خاطراتی افتادم سال ۷۰ و۷۱ که آقا آنجا بود وخانواده ی شان و خبری از آنها مدتهاست نداریم- مادر ا

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 12:58

به نام خداعمران ماشین را برد برای تعمیر نزد فرهاد وخوشبختانه مشکلی نداشت بسیار خوشحال شدم وکلی از هزینه هایم هم کم شد تا بتوانم به مصارف دیگری برسانم ومدیریت کنم- سری به خانه سنتی تراب زدم وغذاهای محلی ومحیط بسیار زیبای آن؛ آبگوشت خوبی هم داشت؛ دفعه قبل میخواستم بروم که سمپاشی داشت و تعطیل بود- در سه راه امین حضور دو تیکه اقلام مورد نیاز خانه را از یک فروشگاه خریدم که فروشنده خوب وحاذقی داشت با تخفیف هم داد- در مسیر شخصی را دیدم که قیافه اش خیلی خیلی آشنا بود اما تطبیق نمیدادم بعد متوجه شدم مراقب روزهای سخت بوده است؛ گفت خارج شده از آن فضا ولی یادش بود مرا دقیق و امید راهم؛ کمی عجیب بود و دیدن ناگهانی او کمی مضطربم کرد وعجیب؛ حس خوبی نداشتم؛ ان شاالله خیر است- در مسیر رفتن برای خرید کفش برای همسرم حوالی میدان سپاه بودم که رادیو خبر سانحه هوایی برای هواپیمای حامل رییس جمهور را منتشر کرد بسیار متاثر شدم ودر فواصل متعدد اخبار را از رادیو و شبکه های اجتماعی دنبال کردم چون در ترافیک هم معطل بودم تا آخر شب هم هنوز هلی کوپتر را پیدا نکرده بودند واگر چه از اوضاع واحوال مشخص است که چه شده است؟- کفش طبی هم خریدم که خوشحال شد؛ مدتی بوده میخواسته این فروشگاه برود و فرصت نشده بود برایش- امین هم اطلاع داد محسن گفته برای سعید نمیتواند بیمه رد کند وخودم پیشنهاد دادم که خویش فرما انجام دهد نمیدانم چرا اقدام نمیکند؟- همسر آقای شهیری از صدور حکم غیابی دادگاه برای پرونده شکایتشان گفت که خواستم برایم بفرستد ببینم چیست؟-جعفری نژاد هم مشورت برای یک پرونده کرد - احوال پرس میرزاحسینی شدم که گفت درمان ادامه دارد؛ آرزوی سلامتی برایش دارم- جعفر هم از تماس با وکیل برای کارش گفت که با وکیل هم صحبت کردم

برچسب: نویسنده: یونا محمدپور تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 12:58

صفحه بندی